خط داستانی
با ملاقاتی با آیومو یوما، مردی به سن هشتاد سال که به دلیل بیماری قلبی شصت سال از خانهاش در خانهاش مانده است بیدار میشود و خود را دوباره جوان بیست ساله میبیند. او در ذهنش جوانی است که روزگاری بود و واقعیت با خیال او به تردید میافتد، اما به تدریج جهان او را به رویا بدل میکند تا اینکه زندگی او دوباره پر از شادی و امید به آینده میشود.