سیمائو، یک چشم
Simão, o Caolho
یک تاجر یک چشمی میخواهد به هر قیمتی ثروتمند شود و چشم گمشدهاش را بازگرداند. او طرحهای زیادی را امتحان میکند و در نهایت با انتقام، چشمش را به دست میآورد: قدرت نامرئی بودن. او در بازار گوشت میلیونر میشود و پس از ورود به سیاست، به عنوان رئیسجمهور برزیل انتخاب میشود.