خط داستانی
فلیپ در حال تعادل دادن کلاهش بر روی صورتش است در حالی که به جلو و عقب خم میشود. او در نهایت به جلو میافتد. فلیپ پرده چادر را باز میکند و تعدادی حیوان بزرگ را پشت سرش نشان میدهد. یک موجود بزرگ حیوانی - که نمیدانم چیست - بیرون میآید و شروع به تعامل با فلیپ میکند. فلیپ مدام به او ضربه میزند. فلیپ سرش را در دهان حیوان میگذارد. در یک لحظه، حیوان او را میبلعد و ما برآمدگیهای متحرک روی شکم او را میبینیم. سپس او را دوباره به بیرون میاندازد!