خط داستانی
تورون و میکائل چند سالی است که ازدواج کردهاند. هنگام تعطیلات در سواحل دانمارک، پسر کوچکشان ملکر به طور اتفاقی drowned میشود. در آغاز تورون به خواهرش که باید بر فرزندانش نظارت میکرد، اتهام میزند. سپس خشم و اندوه را به همسرش منتقل میکند. هیچیک از آنها نمیدانند چگونه با احساساتشان کنار بیایند و به مرور از هم فاصله میگیرند.