خط داستانی
خانواده کومار متشکل از رامپراساد و همسرش درگا؛ پسر ازدواج کردهشان ویجای همسرش شاردا و دخترشان پینکی؛ دختر ازدواج کردهای که با آنها زندگی میکند کانچان و شوهرش باجرانگی و پسری تنها بیکار؛ به جز باجرانگی و آمور که همگی دوست دارند از شاردا که کار خانه را به او واگذار میکند اذیت کنند و به او ضرب و شتم و حتی آتش زدن بازویش با آب داغ بدهند. آمور شغلی پیدا میکند و با دختر Dwarkaprasad آشنا میشود و عاشق سیما میشود. روزی آمور به دهلی میرود و چهار روز بعد که برمیگردد میبیند شاردا و پینکی گم شدهاند و مادر شاردا، دویکی، مرده است. او با ترس و جستجو به دنبال آنها میگردد و با جسدهایشان روبهرو میشود. پرسش این است که دویکی چگونه جان باخته و چگونه شاردا و پینکی کشته شدهاند؟