خط داستانی
با نرمی خطرناک ببر که به دنبال طعمهٔ خود میرود، پیتر پیرایهٔ پرِ مایشل را در حاشیه نگه میدارد. او به سرعت تحت تأثیر جذابیت فریبندهٔ او قرار میگیرد و برای نخستین بار احساس امنیتی نرم و ناشناخته را تجربه میکند. «تو را میکشم» میگوید پیتر، به همان ملایمت اما به اندازهٔ سرد. آیا این شوخیای ماوراءطبیعی است یا اخطاری جدی؟