خط داستانی
کاترین که اکنون سرپرست خانواده است همسرش که از او متنفر است به جنگ رفته. خواهر شوهر بیوهٔ او سوزان با او زندگی میکند و به تدریج مشخص میشود کاترین نیز از او متنفر است. بچههای خانه پسرند—دو پسر دوازده و سیزده ساله کاترین و همچنین سوزان پسرِ دوازده ساله دارد. در حالیکه رابطهٔ کاترین با سوزان به اوج میرسد کاترین با یکی از افسران ارتش رابطهای دارد و پسران خانواده قصد اجرای برنامهای موسیقیایی برای همگان دارند. اوج ماجرا ممکن است از همان آغاز به آرامی شنیده شود اما در پایان به تراژدی میانجامد