سماد به مدرسه میرود
Samad be madreseh miravad
در روستايی که سَمد در آن زندگی میکند، سازمان «مبارزه با بیسوادی» یک کلاس سوادآموزی برای سالمندان برگزار میکند تا مهارتهای نوشتن و خواندن به آنها بیاموزد. به منظور دام انداختن گروهی از قاچاقچیان، رئیس نیروی انتظامی، یک مقام را در کلاس میفرستد و یکی از قاچاقچیانی را که دستگیر کرده است به کلاس میآورد. دوستان قاچاقچی که از حضور همدستشان در کلاس باخبر شدهاند، تلاش میکنند از او فرار کنند، بیخبر از دام تعبیهشده. در لحظهای که قاچاقچیان میخواهند دوستشان را آزاد کنند و مأموران کلانتری بیاطلاعاند، سَمد، که یکی از شاگردان کلاس است، وارد گود میشود و رهزنی میکند و فرد فراری و گروه قاچاقچیان را به دام میاندازد و آنها را به کلانتری تحویل میدهد.