خط داستانی
استیو به عنوان یک قفلساز کار میکند و یک روز در محل کارش با لوتا آشنا میشود. پس از اینکه به او کمک میکند تا به آپارتمانش برگردد، تصمیم میگیرند دوباره یکدیگر را ببینند. با اینکه آنها در حال قرار ملاقات هستند، استیو هنوز با دختران دیگر نیز بیرون میرود و در چنین شرایطی، یک شهر بزرگ به سرعت به یک شهر کوچک تبدیل میشود.