روزی روزگاری یک سیرک
Había una vez un circo
دختری که عاشق رفتن به سیرک است بیمار میشود. پدرش برخی از دلقکهای سیرک را قانع میکند تا به دیدن دخترش بیایند و او بهتر میشود و به سرعت دوستانی میشود.