خط داستانی
آشپز ماهر هاوزه به وین سفر میکند تا با یک سردفتر در مورد ارثیهای صحبت کند. در آنجا، او با کلاریس ملاقات میکند که بلافاصله میخواهد او را از این ثروت ناخواسته خلاص کند. بنابراین او هاوزه را متقاعد میکند که به ونیز سفر کند، او را رها میکند و با آخرین بخش از ارثیه ناپدید میشود. هاوزه که از دعوای زناشویی قریبالوقوع میترسد، وانمود میکند که فراموشی دارد و در نهایت به یک مؤسسه روانپزشکی میافتد.