درون شهر ممنوعه
به نظر میرسد لی ژنفی روزگاری یک همسر امپراتوری بوده است که اغلب در رقابت با رقیبش، مادام لیو، برای توجه بیقید و شرط امپراتور قرار میگرفته است. وقتی لی فرزند امپراتور را به دنیا میآورد، لیو حسود پسر را با یک گربه عوض میکند و از خادمی به نام کو ژو میخواهد که بچه را بکشد. اما کو ژو دستور را نادیده میگیرد و پسر آیندهدار را به برادر امپراتور میدهد، تصمیمی که در نهایت منجر به فرزندخواندگی او توسط خود امپراتور میشود! اما سرنوشت به گونهای دیگر رقم میخورد و امپراتور همسر جدیدی به نام مادام لیو پیدا میکند. در حالی که این خانواده عجیب در حال شکلگیری است، لی ژنفی بیچاره به کاخ ممنوعه محبوس شده و محکوم به عدم دیدن یا صحبت با پسرش، شاهزاده، است. اما سرنوشت او را دوباره با پسرش reunites میکند، اما آیا این دیدار خانوادگی خوشایند خواهد بود؟ و آیا مادام لیو در نهایت به خاطر خیانتش مجازات خواهد شد؟