راه طولانی
Der weite Weg
زودتر از پایان جنگ: سربازان آلمانی/اتریشی ناامید در یک پادگان در اردوگاه زندان در حضور فرد تازهواردی که هیچ چیزی به جز فریاد زدن برای مردان خارج از وطن سالها جدا ماندهاند درباره معشوقه وینیش صحبت میکند. هنگامی که زنباره نام آخرین عشقش را بر زبان میآورد، همسرش مانهارت با خشم به او پرید؛ عاشقِ خیانتکار سقوط کرد و درگذشت. از قتل تبرئه شد و به وین بازگشت، مانهارت نمیتواند از بیوفایی آنی عبور کند. دوستان و یک تصادف سرنوشتساز دوم به او کمک میکنند.