خط داستانی
یک سوارکار رُدیو به تَپتاون میآید تا در رُدیو محلی رقابت کند. او با یک دختر جوان زیبا آشنا میشود که به همراه پدر ناتوانش، یک چرخ و فلک برای کودکان شهر راهاندازی کردهاند. قلدر شهر که به دختر جوان علاقهمند است، سعی میکند سوارکار را از شهر براند اما در نتیجه درگیری به شدت کتک میخورد. اما به زودی، پدر دختر به ضرب گلوله پیدا میشود و سوارکار به جرم این قتل دستگیر میشود.