خط داستانی
الکسی، یک افسر جوان، زنی را از یک پادشاهی کوچک اروپایی نجات میدهد و با عشق او پاداش میگیرد. او که مجذوب شده، معشوقهاش آنا، خدمتکار زنی را ترک میکند، تنها برای اینکه متوجه شود ملکهاش به او وفادار نیست. ناامید، به انقلابیون میپیوندد و علیه او توطئه میکند. ملکه از او میخواهد که فقط او را دوست دارد و او قسم میخورد که به او آسیبی نخواهد رسید. در همین حال، صدراعظم انقلاب را در نطفه خفه میکند و ملکه دستور دستگیری الکسی را میدهد. اما او با این کار خود را به شدت ناراحت میکند و او را از زندان آزاد میکند، او را به آنا واگذار میکند و به دنبال آرامش در یک رابطه جدید با سفیر فرانسه میرود.