خط داستانی
بر اساس این تولید لوئیس وبر، به نظر میرسد مردان واقعاً نمیدانند چه میخواهند - ابتدا فرانک (جی. فرانک گلندون) میخواهد مخترع شود. سپس میخواهد با عشق دوران کودکیاش، هالی (کلیر ویندزور زیبا) ازدواج کند. سپس میخواهد بچهدار شود. سپس، وقتی اختراعاتش او را به موفقیت مالی میرساند، بیقرار میشود و با زن دیگری رابطه برقرار میکند. در نهایت متوجه میشود که شهرت آن زن چندان پاک نیست، بنابراین میخواهد همسرش را برگرداند.