خط داستانی
وصیت T.W. Glutz مقرر میکند که اگر برادرزاده خجالتیاش، هنک، تا ساعت ۲ بعدازظهر در تاریخ معین ازدواج کند، تمام املاک را به ارث خواهد برد. هنک عاشق دختری است که پنجاه مایل دورتر زندگی میکند، اما وصی عمویش، یک وکیل، ازدواجی با یک محصول خانگی قدیمی ترتیب میدهد. در ساعت ۱ بعدازظهر روز مقرر، هنک در حال خوابیدن اثرات شب گذشته است. او با تب، تشنگی شدید و طعم بدی بیدار میشود، وقتی وکیل وارد میشود و به او میگوید که عروس در انتظار است. "و قلب من پنجاه مایل دورتر است،" هنک با ناراحتی فکر میکند.