Storyline
برادر ماری-ویکتورین ۴۶ ساله بود که با مارسل گوروی ۲۳ ساله آشنا شد. هر دو نزدیک به مرگ بوده و عشق مشترکی به خدا و طبیعت دارند. او معلم او میشود و بعداً او دستیارش میشود. دوستی آنها تکامل مییابد. ماری-ویکتورین به مارسل خوانشهای مختلفی درباره جنسیت ارائه میدهد که او با تجربیات شخصیاش به سرعت به آنها پاسخ میدهد. در یک تبادل نامهای که تا مرگ ماری-ویکتورین ادامه دارد، آنها به بررسی خواستههای انسانی و "زیستشناسی بدون پرده" میپردازند. این عشق بزرگ و عفیف، عشق به فلورای کبک، آنها را به چالش میکشد تا رابطه خود را با عشق و طبیعت مورد سوال قرار دهند.