Storyline
کارآگاه پلیس مسکو به نام اندری سموف استعفا میدهد و به آمریکا مهاجرت میکند اما ناچار است در یک رستوران کار کمدرآمدی قبول کند در حالی که پسر نوجوان و مادرزن باردار او از ویزای خروج منع شدهاند. «اندی» با کارآگاهان پلیس لسآنجلس آشنا میشود و برای یافتن کاشیهای ارزان به تیجوانا میرود. در این سفر مکانی، سموف با لری، روس تبار آمریکایی که فرزندش را سالها پیش از دست داده و اکنون به خانوادهها در قاچاق ورود غیرقانونی به آمریکا کمک میکند، مواجه میشود. در این میان، مایکل مِیَدِیوم درباره بمب گذاری دیوانهای در شرکتهای دارویی چیزی در ذهن دارد و هنگام در دست گرفتن پاکتی که متعلق به لری است احساس ترسی بد میکند.