خط داستانی
داستانی بی پروا از ماریا، آلن و استسو که برای بقا می جنگند، ماریا زن فروخته شده در بازار مواد است که به دنبال عشق در میان معتادان و افراد آزارگر و موتورسواران می گردد، آلن از سفری ناموفق بازگشته و باید زندگی اش را بازبیابد و پاک بماند، اما ارواح گذشته اش دوباره او را تعقیب می کنند، استسو فیلسوف و بدبین سعی می کند دو قطب مخالف را که معنای زندگی را به هم پیوند می دهند، یعنی دخترش و مواد المخدر را به هم پیوسته نگه دارد تا عشق را در بی قراری زندگی بیابد