خط داستانی
هرگاه آشکار می شود در چه حد در تیراندازی ماهر است، جورج سابق تفنگدار و همسرش دورا باید از شهر فرار کنند تا از تک تیراندازانی که ممکن است بخواهند به او چالش بدهند دور بمانند اما او دوباره در حالت مست فاش می کند راز خود را تمامی شهروندان قسم می خورند راز او را پنهان نگه دارند و به او کمک کنند تا تفنگ هایش را برای همیشه کنار بگذارد اما پسری داستان را برای گروهی از جنایتکاران فراری بازگو می کند رهبر آن گروه تهدید می کند که town را آتش می زند اگر با وی مبارزه نکند