خط داستانی
ریمونت آنتونی میلِز نابغهٔ آواز گریس در نیواورلئان بود که گویی ستارهای دنبالهدار در آسمان بود: لحظهای بود، درخشان و بیتردیدِ منحصربهفرد. ناگهان هم همانقدر سریع رفت... اما ریمون فقط یک موسیقیدانِ اهلِ آزمایش نبود؛ او نمایندهٔ یک اقلیت زنده و مقاوم در کلیسای سیاهپوستان بود: مردی همجنسگرا که با دوگر و کتاب مقدس که میگوید محبت خدا به تو مربوط نمیشود دست و پنجه نرم میکرد.