خط داستانی
ادم ورور تاجر آمریکایی ثروتمند در لندن به دخترش مگی دل بسته است. دوستی بی پول ایتالیایی به نام شاهزاده آمریگو با او ازدواج می کند اگرچه نزدیکترین دوست مگی شارلوت استان، معشوق اوست. او و آمریگو این راز را از مگی پنهان می دارند تا مگی پدر بیوه اش را به شارلوت جلب کند که با این ازدواج خوش است چون میخواهد به آمریگو نزدیک باشد. شارلوت او را میخواهد و عاشقان خطر کشف را به جان میخرند، آمریگو آرزوی ایتالیا دارد، مگی میخواهد پدرش را از درد بیابد و ادم میخواهد به امریکا بازگردد تا موزهای بسازد. در میان دروغها و نقابها، سرنوشت چه بر سارقین میآید؟